السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
45
تفسير الميزان ( فارسي )
اين معانى از سياق آيه به دور است ، و سياق با آن نمىسازد . * ( « اللَّه رَبُّنا وَرَبُّكُمْ . . . » ) * اين جمله مىخواهد مطالب گذشته ، يعنى تسويه بين كتب و شرايع نازله ، و ايمان آوردن به همه آنها ، و تسويه بين مردم در دعوتشان به سوى دين ، و برابر بودن همه طبقات مردم در مشموليت احكام را تعليل كند ، و به همين جهت كلام بدون حرف عطف آمده ، گويا مطلب ديگرى است غير مطالب گذشته . پس جمله مزبور به اين معنا اشاره مىكند كه : رب همه مردم يكى است ، و آن ، اللَّه تعالى است ، پس غير او ارباب ديگرى ندارند ، تا هر كسى به رب خود بپيوندد ، و بر سر ارباب خود نزاع كنند ، اين بگويد رب من بهتر است ، او بگويد از من بهتر است ، و هر كسى تنها به شريعت پروردگار خود ايمان آورد ، بلكه رب همه يكى ، و صاحب همه شريعتها يكى است ، و مردم همه و همه بندگان و مملوكين يكى هستند ، يك خداست كه همه را تدبير مىكند ، و به منظور تدبير آنها شريعتها را بر انبياء نازل مىكند ، پس ديگر چرا بايد به يك شريعت ايمان بياورند ، و به ساير شريعتها ايمان نياورند . يهود به شريعت موسى ايمان بياورد ، ولى شريعت مسيح و محمد ( ص ) را قبول نكند ، و نصارى شريعت عيسى را بپذيرد و در مقابل شريعت محمدى ( ص ) سر فرود نياورد ؟ بلكه بر همه واجب است كه به تمامى كتابهاى نازل شده و شريعتهاى خدا ايمان بياورند ، چون همه از يك خدا است . * ( « لَنا أَعْمالُنا وَلَكُمْ أَعْمالُكُمْ » ) * - اين جمله به اين نكته اشاره مىكند كه اعمال هر چند از حيث خوبى و بدى و از حيث پاداش و كيفر و ثواب و عقاب مختلف است ، الا اينكه هر چه باشد از كننده اش تجاوز نمىكند ، يعنى عمل تو عمل من نمىشود ، پس هر كسى در گرو عمل خويش است ، و احدى از افراد بشر نه از عمل ديگرى بهره مند مىشود ، و نه متضرر مىگردد ، پس معنا ندارد كه كسى را جلو بيندازد تا از عمل او منتفع شود ، و يا يكى ديگر را عقب اندازد تا مبادا از عمل او متضرر شود . البته اعمال مردم درجات مختلفى دارد ، و بعضى از بعضى ديگر بهتر و گرانبهاتر است ، اما ارزيابى و سنجش آن به دست خدايى است كه به حساب اعمال بندگان خود رسيدگى مىكند ، نه به دست مردم و نه پيغمبر و نه افرادى پايينتر از او ، چون مردم در هر رتبه اى كه باشند بنده و مملوك خدايند و هيچ كس مالك نفس هيچ كس نيست . و اين همان نكته اى است كه خداى تعالى در گفتگوى نوح با قومش نقل كرده كه :